جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
509
تحفة الملوك ( فارسى )
عارى بودن نفس از فضيلت علم با اينكه اعتقاد به عارى بودن خود داشته باشد و ملوّث به عقيدهء آنكه علمى و فضيلتى را كسب كرده است نباشد . و اين رذيله در ابتدا و اول الامر مذموم نيست ؛ چونكه فطرت اسفل السّافلين صاحب آن اولا بر آن است و علم را بايد كه بعد از آن تحصيل نمايد ؛ بلكه باقى ماندن بر آن حالت و ترك تعلم و تحصيل نمودن علم ، مذموم و قبيح است . و علاج اين رذيله به تأمل نمودن در فرق داشتن نوع انسان با ساير حيوانات است ، و در اينكه وجه فرق و امتياز و شرافت نوع انسان بر ساير حيوانات به فضيلت علم و دانش و ادراك نمودن معقولات است كه تعبير از آن به نطق مىشود نه به غير آن . و به اين سبب ، نوع انسان را حيوان ناطق گويند . و در اينكه به اسم و صورت اعتبارى نيست و درخت خرما را كه عزّت مىدارند و سبزهء گندم را كه گندم گويند به سبب ثمره و غايت او است و الا در حقيقت و قطع نظر از ثمر نمودن ، داخل ساير چوبها و علفها و گياههاى فانيهء بىفايده است ؛ چنانكه سابقا اشاره به اين مطلب ايضا شد . پس انسانيت انسان ايضا به اسم و صورت نيست ، بلكه به فضيلت نطق و خاصيت علم و ثمرهء ادراك نمودن معقولات است و اگر محلى و آراسته به زيور نطق و علم نباشد هرآينه در عداد و حساب ساير حيوانات خواهد بود ، بلكه از حيوانات پستتر و گمراهتر مىباشد ؛ چونكه حيوانات در همان قدر ادراكى كه متعلق به معيشت و نظام امور حيوانيهء آنها است كامل مىباشند و ثمراتى كه مقصود از وجود آنها است از آنها عايد و حاصل مىشود . و از اينجا است كه خداوند در بيان حال جاهلين أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ « 1 » را فرموده است . و در اينكه چون از حيوانات پستتر شد ، پس بايد كه در عداد و حساب نوع نباتات و جمادات باشد . و چون تأمل نمايد كه هريك از انواع نباتات و جمادات ايضا مثمر ثمراتى ، كه مقصود از خلقت و وجود آنها است ، مىباشند و بر اظهار نمودن ثمره و خاصيت خود عاكف و مقيم و مستمر مىباشند ، هرآينه خود واقف بر آنكه از آنها ايضا
--> ( 1 ) . أعراف : 179 .